تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
آقاست وقتى كه سيادت به او نسبت داده مىشود ، اگر بر بلندى مقام او حسد ورزيدند پس جز اين نيست كه اشرف خلق خدا هم مورد حسد قرار گرفت ، و پيروى كردند پسران ايشان فرزندان او را كه هر يك بهر يك قصد ايذاء و آزار نمودند ، حسد به او ورزيدند زيرا كه مقام و فضيلتى نبود مگر به آنچه كه او پيش آنها يكتا و بيهمتا بود ، سوگند ياد ميكنم به خدا و پيامبر و خاندان او سوگنديكه دوست به آن رستگار و خوشبخت شود ، ‹ 110 › اگر اوّلىها عهد و پيمان پيامبر را بعد از او نشكسته بودند و بر جانشين و وصّى او سركشى نميكردند ، نميتوانستند خاندان ( كثيف ) اميّه روز عاشوراء دستى بر فرزند فاطمه عليها السلام دراز كنند ، پدرم فداى آنكشته مظلوم و كسى كه براى او آتش دلم هرگز حرارتش سرد نشود ، پدرم قربان آن غريب آواره كه هتك حرمتش شده و از كنج خانه اش دور و تنها مانده بود ، پدرم فداى آنكه نزديك شده براى زيادى مصيبتهايش كوههاى بزرگ از حسرت ريز ريز شود ، ‹ 115 › نوشتند به او فريفته گان بنى اميّه از نادانى و نبود در ميان ايشان بزرگواريكه ستوده شود ، بنامه‌ها و كتابهائيكه مانند چهره هايشان سياه بود و قاصدهاى آنها با آن نامه‌ها رفت و آمد ميكرد ،