آقاست وقتى كه سيادت به او نسبت داده مىشود ،
اگر بر بلندى مقام او حسد ورزيدند پس جز اين نيست كه اشرف خلق خدا هم مورد حسد قرار گرفت ،
و پيروى كردند پسران ايشان فرزندان او را كه هر يك بهر يك قصد ايذاء و آزار نمودند ،
حسد به او ورزيدند زيرا كه مقام و فضيلتى نبود مگر به آنچه كه او پيش آنها يكتا و بيهمتا بود ،
سوگند ياد ميكنم به خدا و پيامبر و خاندان او سوگنديكه دوست به آن رستگار و خوشبخت شود ،
‹ 110 › اگر اوّلىها عهد و پيمان پيامبر را بعد از او نشكسته بودند و بر جانشين و وصّى او سركشى نميكردند ،
نميتوانستند خاندان ( كثيف ) اميّه روز عاشوراء دستى بر فرزند فاطمه عليها السلام دراز كنند ،
پدرم فداى آنكشته مظلوم و كسى كه براى او آتش دلم هرگز حرارتش سرد نشود ،
پدرم قربان آن غريب آواره كه هتك حرمتش شده و از كنج خانه اش دور و تنها مانده بود ،
پدرم فداى آنكه نزديك شده براى زيادى مصيبتهايش كوههاى بزرگ از حسرت ريز ريز شود ،
‹ 115 › نوشتند به او فريفته گان بنى اميّه از نادانى و نبود در ميان ايشان بزرگواريكه ستوده شود ،
بنامهها و كتابهائيكه مانند چهره هايشان سياه بود و قاصدهاى آنها با آن نامهها رفت و آمد ميكرد ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٢٧