تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
مبتلا به درد چشم شده است . و رفت و برگشت و دست على را ميكشيد بدانكه بلندست شرافت كشيده شده و عزّت كشانيده ، پس بهبودى يافت درد چشمش بيك آب دهان پيامبر و پوشانيد او را زره گشادى كه رشته‌هاى فولادين بهم پيوسته داشت ، ‹ 75 › پس با دستى آن پرچم را گرفت و با دست ديگرش زره آهنين را پوشيد ، و رفت با آن پرچم به پيش و پيروزانه برگشت در حالى كه بشارت دهنده به يارى و مويّد بود ، و فرو آورد شمشيرش را بر فرق سر مرحب و او را كشت و او كافر سركشى بود ، و نزديك بقلعه محكم شد و درب آن بسته و خطر مرگ در كمين او بود ، پس آن در را كنده و پرتاب كرد و حسان بن ثابت در مجالس آن را انشاد و با شعر خود بازگو ميكرد ، ‹ 80 › بدرستيكه مرديكه برداشت درب بزرگ خيبر را روز يهود هر آينه شرافت و مقام او جاودانيست ، برداشت درب بزرگ را و تكان داد درب قلعه قموص را مسلمين و اهل خيبر تمامى حاضر بودند ، و از غزوه ( حنين ) سئوال كن وقتى كه جرول ( پرچمدار هوا زن در روز حنين ) با شمشير كشيده بميدان دويد و انتظار فرصت داشت ، تا آنجا كه امكان داشت او را در لشكر عظيمى محاصره كرد