شناختند صوابرا و در گمراهى رفت و آمد نمودند ،
و پسر ابى قحافه رئيس و آقا شد بر ايشان و حال آنكه پيش از اين سيّد و آقا نبود ،
اى واى بر مردانى از امت فريفته شده ايكه آقائى كند بر سادات و بزرگان آنان بنده گان و برده گان آنها ،
بيگانه و بعيد به آن مقرب و نزديك گرديد و مقرّب نزديك از آن رانده و دور شد ،
‹ 45 › براى چه او را مقدم نداشت بامداد سوره برائت وقتى كه او را برگردانيد و او شديدا غمگين و خشمناك بود ،
و ميگفت در حال عذرخواهى ( اقيلونى ) مرا واگذاريد و در رسيدن بخلافت از دير زمانى كوشش ميكرد ،
آيا مىشود كه از خلافت كناره گيرى كند و حال آنكه در ديگرى وصيّت كند و تاكيد نمايد ،
سپس پيروى كرد . . .
پس از دنيا رفت در حال خشونت و تندى كه درشتى كلام او ولَّى را خوار و مفسد را عزيز ميكرد ،
و اشاره بشوراء ( شش نفرى ) كرد ( عمر ) و عثمان را مقدم و نزديك داشت پس چه اندازه بد است خيانتكار حسود ،
پس مال خدا را تماما در ميان خويشان خود عمدا قسمت و پخش نمود ،
‹ 50 › و ابو ذر را تبعيد و فاسقى چون ( حكم بن ابى العاص عموى خود را ) نزديك كرد در حالى كه پيامبر او را آواره و تبعيد كرده بود ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٣٢١