تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
چند زمانى بازى كردند با خلافت و هر كدامشان در حكمشان سرگردان و مردّد بودند ، و اگر پيروى كرده بودند به امام و ولَّى امرشان خوشبخت شده بودند به او و او است ولَّى سفارشى خدا و پيامبر ، ولى بدبخت شدند هميشه براى مخالفت او و رستگار نشدند و حال آنكه او وصّى سعادتمند بود ، همتاى پيامبر و جان او و امين او ولَّى مهربان و دوست او بود ، ‹ 55 › نام آن دو بر عرش عظيم خدا نوشته بود در حالى كه در ايام پيشين آدمى وجود نداشت ، دو نور پاك و منزه بودند كه جمع بلندى آنها از شيبه الحمد ( عبد المطلب ) بن هاشم اصيل بود ، كسى كه هرگز روى خود را بسوى بت و لات و عزائى كه از قديم سجده ميشدند بلند نكرده است ، و اگر شمشير او نبود دين اسلام از جهت شرافت بلند نميشد و شرك و بتپرستى از ميان نميرفت ، از او سئوال كن جنگ بدر را وقتى كه با شيبه برخورد كرد كه بر او صداى زنان نوحه گر بسيارى بلند شد ، ‹ 60 › وليد بن عتبه بشمشير او به خاك هلاك مكان كرد كه بر او لباسهاى آغشته به خون بود ، و در روز ( احد ) در حالى كه نيزه‌هاى كشيده شده بود و سر نيزه‌ها در گلوها فرو رفته و بيرون ميآمد ، قاتل طلحة ابن طلحه كيست وقتى كه در جنگ احد چون شير آمد و براى جنگ فرياد كرده و كف بدهن آورده بود ،