تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
نخوابيدن او عجيب است ، كسى كه خالى از علاقه و عشق است ميخوابد چشم كسى كه عاشق و دلباخته است بيدار است ، ‹ 20 › آيا ميبينى كه بهم رود چشمان عاشقيكه دلش در اسارت معشوقه اش بسته شده است ، خورشيدى بر شاخه اى طلوع كرده كه نزديك شده از هيبت جمالش ماه‌ها فرود آمده و او را سجده كنند ، كاسته شد از سردى مثل آنكه مرواريد آن سرد و آن به آب تازه و سرد خنك شده است ، و مرا مانع شد از بوسيدن آن آتشيكه از ناله‌هاى نفسهاى من شعله ور گشته بود ، كيست كه مرا نزديك كند به خورشيد تابانيكه در چهره اش صبح است كه روشن مىشود از آن شب تاريك ، ‹ 25 › قصد ميكنم براى او ذلَّت را پس با ناز اعراض مىكند از عشق و من به او نزديك ميشوم و او دورى مىكند ، پرهيز مىكند از بيننده خود از ترس ديدن گونه اش كه بسيار گلگون و زيباست ، اى خال چهره او كه همواره در آتشى خيال نميكردم كه پيش از تو در دوزخ كسى جاودانى باشد ، مگر آنكه انكار نمود وصّى را و آنچه كه حكايت كرد در فضيلت او در روز ( غدير ) محمد ( ص ) ، وقتى كه برخاست و براى خطبه و آشكارا ميگفت در حالى كه دست على در دست او بود بالاى جهازهاى شتران ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 319 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)