تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
و در تعبير بيهقى : و اگر نبود كراهت من كه در كتاب خدا زياد كنم هر آينه آن را در مصحف مينوشتم چونكه من ميترسم بعد از اين مردمى بيايند كه آن را نيابند پس ايمان به آن نياورند . ( 1 ) امينى ( رضوان الله تعالى عليه ) گويد : تمام اينها روشن مىكند از كم بودن علم خليفه از ترتيل قرآن كريم و اينكه آن افراد ياد شده از او اعلم و داناتر به قرآن بوده‌اند و جز اين نيست كه او را دلَّالى معاملات در بازار يا ريسمان فروش يا قرعه كشى مشغول كرده بود از آموختن و براى او ( بقول ابّى بن كعب ) كارى نبود مگر دست بهم زدن در فروش و دلَّالى كردن . چه مىشود خليفه را در حالى كه او پيشوا و رهبر مردم است در كتاب و سنّت كه پيروى مىكند عقايد و آراء مردم را در كتاب خدا و در مصحف شريف محو و اثبات مىكند بگفته مردم بعد از اين و جدا نميكند بين كتاب و سنّت را و گوشش را به عاريه و گرو اين و آن ميدهد و قبول مىكند از اين گفته او را كه ثبت كند در قرآن و راى ديگرى را تصديق مىكند در انداختن و ساقط كردن چيزى از قرآن و آياتى
هامش
( 1 ) مسند احمد ج 1 ص 29 ، 50 ، اختلاف حديث شافعى چاپ شده در حاشيه كتاب الام ج 7 ص 251 ، موطا مالك ج 2 ص 168 ، صحيح بخارى ج 10 ص 43 ، صحيح مسلم ج 2 ص 33 ، صحيح ترمذى ج 1 ص 299 ، سنن دارمى ج 2 ص 179 ، سنن ابن ماجه ج 2 ص 115 ، سنن ابى داود ج 2 ص 230 ، مسند طيالسى ص 6 ، سنن بيهقى ج 8 ص 211 ، 213 ، احكام القرآن جصاَّص ج 3 ص 317 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 218 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)