گفت : اى جوان اين را پاك كن ، گفت : اين قران ابّى است ، پس رفت پيش او و سئوال كرد از او پس ابّى به او گفت : پيامبر خدا مرا سرگرم و مشغول بقران ميكرد ، و تو را دست زدن در بازارها و دلَّالى كردن مشغول ميكرد و تند شد بر عمر . ( 1 )
7 - ابّى بن كعب خواند : * ( « وَلا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّه كانَ فاحِشَةً وَساءَ سَبِيلًا » ) * ( 2 ) و نزديك زنا نشويد كه آن عمل زشت و منفور و بد راهيست مگر آنكه توبه كند * ( « فَإِنَّ الله كانَ غَفُوراً رَحِيماً » ) * پس براستيكه خدا بخشنده و مهربانست ، پس اين را بعمر يادآور شدند پس آمد پيش ابّى و از او سئوال كرد گفت : من آن را از دو لب رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرا گرفتم و تو آنوقت كارى نداشتى جز دست زدن در فروختن ( يعنى دلَّالى كردن معاملات ) ( ابن مردويه و عبد الرزاق آن را نقل كردهاند مثل كنز العمال ج 1 ص 278 › .
8 - از مسور بن مخرمه روايت شده گويد : كه عمر بن خطاب بعبد الرحمن بن عوف گفت : آيا نديدى در آنچه بر ما نازل شده :
« ان جاهدوا كما جاهدتم اوّل مرة » جهاد كنيد چنانچه در اوّل
هامش
( 1 ) سعيد بن منصور و حاكم آن را نقل كرده و بيهقى در سنن ج 7 ص 69 و قرطبى در تفسيرش ج 14 ص 126 و از سعيد و حاكم در كنز العمال ج 1 ص 279 حكايت شده .
( 2 ) سوره نساء آيه 22 .