تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
شنيدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ميفرمود اگر براى فرزند آدم دو بيابان از مال باشد هر آينه طلب كند بيابان سوم را كه اضافه بر آنها كند و پر نميكند شكم و درون فرزند ادم را مگر خاك و خدا ميپذيرد بر هر كسى كه توبه كند ، پس عمر گفت : آيا آن را بنويسم گفت : من تو را نهى نميكنم گويد : پس مثل اينكه ابّى شك كرد كه بگويد از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله يا قرآن نازل شده است ( 1 ) 3 - از ابى ادريس خولانى گفت : ابّى بن كعب قرائت ميكرد : * ( « إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجاهِلِيَّةِ » ) * ( 2 ) هنگاميكه قرار دادند كسانى كه كافر شدند در دلشان حمية و تعصّب و آن حمية جاهليّت بود و اگر شما تعصّب ميوزيديد چنانچه آنها ورزيدند هر آينه مسجد الحرام ويران شده بود ، پس خدا نازل فرمود سكينه و اطمينانرا بر رسولش ، پس اين اين خبر به گوش عمر رسيد سخت آشفته شد و فرستاد بسوى او پس وارد بر او شد و عدّه اى از اصحابش را خواست كه در ميان ايشان زيد بن ثابت بود پس گفت چه كسى از شما سوره فتح را ميخواند ، پس زيد خواند بر قرائت امروز ما پس عمر تند شد به او ، پس ابّى گفت : آيا سخن بگويم ، گفت : بگو ، گفت : هر آينه ميدانى كه من بودم كه بر پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله وارد ميشدم و بر من قرائت ميكرد و تو دم در بودى ، پس اگر دوست دارى كه مردم را بياموزم بر آنچه پيامبر ص
هامش
( 1 ) مسند احمد ج 5 ص 117 ، كنز العمال ج 1 ص 279 نقل از احمد و سعيد بن منصور و ابى عوانه الدر المنثور ج 6 ص 378 . ( 2 ) سوره فتح آيه 26 .