آنها ربطى به موافقت كتاب يا مخالفت آن را ندارند چنانچه خيال كرده در امر كتابخانه جهانى اسكندريه و زيانى براى مسلمين نبود اگر بر اين ثروت علمى دست پيدا ميكردند ، پس ايشانرا آگاهى بر ثروت مالى و توسعه علمى و پيش روى در تمدن و ترقى در آبادى و كمال تندرستى ميداد كه هر يك از اينها ايجاد ميكرد نيروئى در كشور و شكوهى را نزد دولتهائى و سرافرازى را در تمام عالم و وسعتى را در ادامه سلطنت ، پس آيا نابود ميكرد و از بين ميبرد چيزى از اين در كمك هدايت يا رخنه و سوراخى در ديوار اسلام مينمود .
بلى : اين عمل منفور در پى داشت عقب افتادگى در علوم و تنگدستى و بينوائى در دنيا و بدنامى را كه ملحق بعربيت و اسلام گرديد ، و در ميان كاوشگران هستند كسانى كه اين عمل را توحش و بربريّت خيال كرده و از كارهاى ننگين جاهلين و نادانان حساب كند و ما حكم در آن را موكول ميكنيم بعقل سالم و منطق صحيح .
مضافا بر اين خليفه ميتوانست كه بيرون آورد از اين كتابها چيزهائى را كه ما اشاره به آن كرديم از آنچه سودمند اجتماع بشريست و نابود كند آنچه در آنها از الحاد و گمراهيست ، ليكن او اين كار را نكرد و تاريخ گذشت چنانچه قصّه واقع شد .
95 خليفه و قرائتها
از محمد بن كعب قرظى است كه عمر بن خطاب گذشت بر مرديكه ميخواند اين آيه را : * ( « وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ