تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مبدء باطلى يا دين منسوخى يا شبهه اى كه برخورد بمبادى اسلامى داشته باشد كه نظر و تامل در آن حرام باشد براى كسانى كه قاصر و عاجز از جواب و بررسى هستند سوختن و نابودى آنها لازم است . و اما كسى كه براى او فضيلت دفع كردن يا توانائى استدلال است پس بدرستيكه تامل كردن او در آن براى ابطال باطل و آشنا كردن مردم به حق صريح از بالاترين عبادتهاست . و منافاتى نيست بين اينكه قرآن احسن القصص باشد و بين آنكه در ميان كتابها علم مفيدى يا حكمت كامل يا صناعتى باشد كه افاده كند اجتماع مردم را يا علومى در آن باشد كه بشر استفاده كند به آن و اگر چه آنچه در قرانست دور تر از اين مقصود و عميقتر از جهت پايان و محكمتر از حيث صنعت است اما كوتاهى فهم مردم از مقاصد عاليه قرآن كريم مردم را واگذارده كه اين علوم را استنباط نميكنند با اطمينان و اعتمادشان باينكه هيچ صغيره و كبيره اى و هيچ جزئى و كلَّى نيست مگر آنكه در آن به حساب آمده و هيچ ترى و خشكى نيست جز آنكه در كتاب مبين ثبت شده است . پس منع كردن از نظر و تامل در اين كتب جنايت بزرگيست بر اجتماع مردم و دور كردن از علوم است و شلَّاق زدن ناظرين در آن را قانون جهانى اسلامى مساعد نيست نه از جهت قرآن و نه از جهت سنّت . و خدا ميداند كه مسلمين چه خسارتى بردند و ضررى كردند به از بين بردن اين ثروت علمى در اسكندريه و پراكنده كردن آن را در بلاد عجم از تمدن پيش رفته و صنعتهاى جديده كه ارتباطى به هدايت يا ضلالت ندارد چنانچه خليفه در كتب فارس تصوّر كرده و