در آن بود .
و اين راى خليفه نسبت به تمام كتب در اقطار و بلاد و كشورهائيكه بدست مسلمين فتح شده بود تعميم داشت صاحب كشف الظنون ج 1 ص 446 گويد : كه مسلمين وقتى فتح كردند بلاد فارس را و به كتابهاى آنها برخوردند ، سعد بن ابى وقاص بعمر بن خطاب نوشت كه با اين كتابها چه كار كنم آيا تقسيم كنم ميان مسلمين ، پس عمر به او نوشت ، آنها را در آب بريز پس اگر در آن هدايت است كه خدا ما را هدايت نموده به بهتر از آن و اگر از كتب ضلال و گمراه كننده است ، پس خداى تعالى براى ما كافيست ، پس آنها را در آب يا در آتش ريختند پس علوم فارس كه در آن بود از بين رفت
و در ج 1 ص 25 در بين كلامش از اهل اسلام و علومشان گويد : كه ايشان آنچه از كتب در فتوحات بلاد يافتند سوزاينده و از بين بردند .
و ابن خلدون در تاريخ خود ج 1 ص 32 گويد : پس علوم فراوان است و حكماء در امتهاى نوع انسانى متعددند و آنچه كه از علوم بما نرسيده پيش از آنست كه رسيده است پس علوم فارسيكه عمر دستور نابودى آن را داد در موقع فتح كجا رفت .
امينى ( طاب الله ثراه ) گويد : نظر نيست در كتب پيشينيان كه بنا بر اطلاقش ممنوع باشد و خصوصا هر گاه كتب علمى يا صنعتى و يا فلسفى و يا اخلاقى يا طبى يا فلكى يا رياضى و امثال آن باشد و بويژه آنهائيكه نسبت به پيامبرى از پيامبران عليهم السلام مثل دانيال نبى داده شود اگر نسبت درست باشد و تحريف به آن راه پيدا نكرده باشد ، بلى اگر از كتب ضلال باشد از داعيان و رهبران
الغدير ( فارسي ) — صفحة 205
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٢٠٥