الاثار ج 1 ص 51 و هيثمى نقل كرده آن را از طريق احمد و طبرانى در الكبير و گفته راويان احمد تمامى مورد اعتمادند ، رجوع كن مجمع الزوائد ج 1 ص 266 و الاجابه زركشى ص 84 .
اين روايت هم افشاء و اظهار مىكند بى معرفتى اين گروه اصحاب را كه با ايشان خليفه مشورت نموده به حكم شرعى و در مقدم ايشان شخص خليفه است ، سواى امير المؤمنين على عليه السلام و معاذ و عايشه ، و چه اندازه فرق است بين بى معرفتى خليفه به مثل اين حكمى كه لازم است مكلَّف آن را بشناسد پيش از بسيارى از واجبات و بين بى معرفتى غير او براى آنكه مردم به او اقتداء و تاسّى ميكنند در احكام نه به غير او .
80 خليفه و وسعت دادن به دو مسجد
عبد الرزاق از زيد بن اسلم نقل كرده كه گفت : براى عباس بن عبد المطلب خانه اى بود در كنار مسجد مدينه پس عمر گفت : آن را به من به فروش و خواست آن را داخل مسجد كند ، پس عباس قبول نكرد كه آن را به او بفروشد . پس عمر گفت : پس آن را به من هبه كن ، اين را هم نپذيرفت ، پس عمر گفت : خودت آن را داخل مسجد كن پس قبول نكرد . پس گفت براى تو چاره اى نيست مگر اينكه يكى از اين سه كار را بكنى پس نپذيرفت ، گفت : پس ميان من و خودت مرديرا حكم و داور قرار بده پس ابى بن كعب را اختيار كرد پس شكايت را نزد او بردند پس ابّى بعمر گفت من نمبينم كه تو آن را از خانه اش بيرون