تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
تعالى * ( ( فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ) ) * اعلان و آگهيست باينكه امر در منع و ترسانيدن بنهايت رسيده و عذرها و بهانه‌ها منقطع شده و ديگر پذيرفته نميشود و نبود اين تاويل از خليفه و بيان خواستن بعد از بيان و منتهى نشدن پيش از منع شديد و تهديد مگر براى عشق و علاقه به شراب و بودن او شرابخوارترين مردم در جاهليّت چنانچه افشاء مىكند و فاش ميسازد او را قول خود او در خبريكه ابن هشام در سيره اش ج 1 ص 368 نقل كرده است من دور از اسلام بودم و در جاهليت ميخانه و ميكده داشتم شراب را دوست داشتم و مينوشيدم و براى ما محفلى بود كه در آن بزرگان قريش در بازار ( جنب مسجد الحرام ) جمع ميشدند در نزديك منزل عمر بن عبد بن عمران فخزومى پس من شبى بيرون آمدم بسراغ دوستانم را كه در مجلسشان بودند پس آمدم و هيچكس از ايشانرا نديدم پس گفتم : من اگر بروم بفلان ميفروش كه در مكه شراب ميفروخت شايد من پيش او شرابى بيابم و از آن بنوشم . و در آن خبريكه بيهقى در سنن كبرى ج 10 ص 214 نقل كرده از عبد الله بن عمر از قول پدر بزرگوارش در دوران خلافتش : بدرستيكه من شرابخوارترين مردم بودم در جاهليت و شراب مثل زنا نيست . ( 1 ) و از اينجا خليفه اختصاص بدعوت پيدا كرد كه پيامبر بزرگوار
هامش
( 1 ) سيره عمر ابن جوزى ص 68 ، كنز العمال ج 3 ص 107 منتخب كنز در حاشيه مسند احمد ج 2 ص 428 خلفاء راشدين عبد الوهاب بخار ص 238 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 118 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)