تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
شراب تند ( 1 ) . م ، و او بود كه شراب تند را مينوشيد تا آخرين نفس ، عمرو بن ميمون گويد : من حاضر شدم نزد عمر موقعى كه مجروح شد شراب تيزى برايش آوردند نوشيد ( طب ج 6 ص 156 › . و تيزى و تندى شرابش به اندازه اى بود كه اگر ديگرى از آن مينوشيد هر آينه او مست و بى خود ميشد و بر آن اقامه حد ميشد مگر اينكه خليفه از آن متاثر نميشد براى اعتيادش يا اينكه آن را ميشكست و مينوشيد ، شعبى گويد : يكنفر اعرابى از پياله و جام عمر آشاميد پس بيهوش شد پس عمر او را حد زد سپس گفت : و البته او را حدّ زد براى مستى نه براى نوشيدن . ( العقد الفريد ج 3 ص 416 › . و در لفظ جصّاص در احكام القران ج 2 ص 565 آمده : كه يكنفر اعرابى از شراب عمر نوشيد . پس عمر او را هشتاد شلاق زد پس اعرابى گفت : جز اين نيست كه من از شراب تو نوشيدم ، پس عمر شرابش را طلبيد و آن را بوسيله آب ملايم كرد سپس از آن آشاميد و گفت : كسى را كه شرابش او را خمار و گيج و مانند مستها كند پس آن را بسبب آب بشكند و فرو نشاند سپس جصّاص گويد : و آن را ابراهيم نخعى از عمر مثل آن روايت كرده و در آن گفته : كه عمر بعد از آنكه اعرابى را زد از آن شراب نوشيد . و در جامع مسانيد ابى حنيفه ج 2 ص 192 گويد : اين چنين آن را فرو نشانيد و بشكنيد با آب هر گاه شيطانش بر شما غلبه كرد و او دوست ميداشت شراب تند و تيز را .
هامش
( 1 ) جامع مسانيد ابى حنيفه ج 2 ص 190 ، 215 .