احاديث اثبات شرابخوارى و ميگسارى را بر خليفه در ايّام دوره جاهليّت زيرا كه اسلام قطع مىكند آنچه قبل از آن بوده * ( لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَالله يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * ( 1 ) : نيست بر كسانى كه ايمان آوردند و عملى صالح كردند گناهى در آنچه خوردند هر گاه پرهيزكار شدند و ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند سپس پرهيز كردند و ايمان آوردند پس پرهيز كردند و نيكى نمودند و خدا نيكوكاران را دوست دارد .
بلكه نهايت برادرى آگاه كردن خواننده است بر مقدار علم خليفه به كتاب خدا و حدود معرفت اوست بمفاهيم و مقاصد آيات خدا و اينكه او نمىدانست و نمىشناخت منع را از قول خداى تعالى : * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ ) * : سئوال ميكنند تو را از مشروب و قمار بگو در آن دو گناه كبيره است و بتحقيق كه نازل كرده بيانى براى نهى از آن و اصحاب هم آن را شناختهاند و عايشه گويد :
چون سورهء بقره نازل شد ، در آن نازل شد تحريم شراب پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نهى از آن كرد ( 2 ) .
و بيان قطعى و جدّى در مقام معرّفى از خطر و منع بهتر از آن نبود و مخصوصا بملاحظه امثال قول خداى تعالى :
هامش
( 1 ) سوره مائده آيه 94 .
( 2 ) خطيب بغدادى در تاريخش ج 8 ص 358 نقل كرده و سيوطى در الدّر المنثور از او حكايت نموده ج 1 ص 252 .