: زيرا كه او بالاتر است در ميان آفريدهها از داشتن مانندى در و الا مقامى .
: و پى در پى يادش در قرآن محكم خدا آمده است .
: آيا ميگويد فريب و نيرنگ است بعد از اين : . . . من نميدانم .
: آمد فاطمه در حالى كه در برداشت بهترين فرزند را .
: نوزادى آمده بنورى پاك : نه از آب پستى .
: و ظاهر شد صورت و سيماى خدائى در ميان جهانيان .
: پس چگونه سپرده شد در پهلو و سينه . . من نميدانم .
: آمد در حالى كه دعا ميكرد و درد زايمان او را گرفته بود .
: به طرف شاخه درخت خرما از الطاف صاحب مهر فراوان .
: پس خواند پروردگار آفريننده را بدل دردناكى .
: چطور ناله كرد ، چگونه فرياد كرد ، و چطور نوحه كرد
من نمىدانم
: من ندانم جز از اينكه خانه پاسخ داد او را .
: با لبخندى كه در ديوار خانه كه از آن درى باز شد .
: داخل شد و ناپديد گشت در آن انسانى از پاكى قلب .
: جز اين نيست كه ميدانم اين را و غير اين را
من نمىدانم .
: چگونه بدانم و حال آنكه آن را زيست كه عقلها در آن حيران شده .
: حادثه اى است در امروز لكن همواره آن اصل اصلها بوده است .
: مظهريست براى خدا لكن نه يكيست با خدا و نه خدا حلول
الغدير ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٣