كرده در او .
: نهايت ادراك من آنست كه ميدانم باينكه . . . من نميدانم .
: پاك زائيده شد ( على ) و كيست در و الا مقامى برابر با او باشد .
: پس گروهى در او هدايت يافتند و گروهى دربارهء او سرگردان شدند .
: مردمى هم گمراه شدند و گمان كردند كه او حقّا خداست .
: آيا اين ديوانگى عشق است كيفر نميشود . من نميدانم
، ، ، و شاعر گرانمايه استاذ مسيحى ( بولس سلامه ) ميلاد او را بنظم آورده در اوّل قصيده عربيّه كه موسوم به ( عيد غدير ) است پس در صفحه 56 گويد :
: شنيد شب در تاريكى طولانى صداى آهسته اى مانند ناله گمشده اى كه ميناليد
: از دردهاى نهانى و غيظ درونى و از بشارتها و اميد خوشبختى .
: بانوى آزادى كه درد زايمان او را ناراحت كرده بود پناه به پرده خانه قديمى استوار .
: كعبه خدا كه در سختيها مايه اميدواريست پس آن پل بنده گانست براى معبود .
: نه زنانى بودند و نه قابله هائى كه يارى كنند به دختر شرافت و دختر و الا مقام و دختر جود و بخشش .
: تنگدستى واميگذاشت شريفترين مردم را تنها و توانگر هرزه
الغدير ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٤