پس براى اين به سجده افتاده و تلاوت كرد هر چه كه براى پيامبران بزرگوار آمده بود .
« پيش از او از صحيفهها يا از كتابها »
اگر خانه خدا طوافگاه است براى مردم پس على عليه السلام حقيقة رفت بالاترين بامها را .
زيرا كه به بركت او طواف مىشود خانه خدا و سعى شود بسوى ركن براى استلام و لمس كردن حجر الاسود .
« پس صبح كرد خانه خدا در حالى كه از خوشحالى خود ستائى ميكرد »
نبود در خانه خدا نوزادى غير از او اگر بوده بيار مانند او را در و الا مقامى .
به او علم داده شد به آموختن خدا پس غذاى او علم بود كه بسيار نوشيد پيش از واگرفتن از شير .
« كه مينوشيد از آن به گواراترين ميل »
كوچك است جهان هستى در برابر سيادت و توانائى و خبر داده است وحى به اصالت و پاكى نژاد او .
مژده بده شيعيان را در ميلاد او و قصد كنيد علَّامه بزرگ امام شيراز ( شيرازى ) را .
« سرچشمه علم و مركز ادب و اخلاق را »
و براى اوست قصيده ديگر درباره ميلاد امير المؤمنين عليه السلام كه معارضه كرده به آن قصيده كفريّه ( ايليا ابى ماضى ) را به قافيه ( لست ادرى ) من نميدانم .
: عالم هستى از مژدگانى خوشحال شد و شادمانى همه را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 70
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٧٠