تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
فاسد تنها نبود . : هر كجا ميگشت پيشانى به خاك مىشود و روئى را كه براى سجده آفريده شده : فاطمه صبر كرد بر درد و ناراحتى تا آنكه . . . تشنه شد شب بر او تشنه شدن رنج كشيده اى . : ناگهان ستارهء از افق بشتاب سر زد كه روشن ميكرد شب را به پرتو تازه اى . : و نزديك شد فاطمه به حطيم و قرار گرفت و آويخت آويختن عنقود . : ميريزد پرتوى در هوا ريختنى پس بر زمين مىبارد باران شديد از خوشبختى . : و كبوتر بيدار شده و بغبغو ميكرد و اركان خوشحالى ميكرد براى آواز پرنده گان . : لبخند زد مسجد حرام از خوشى و سنگهاى آن به ترانه خوانى فرياد ميكرد . : دو طلوع آن روز بود يكى طلوع براى روز و ديگرى براى نوزادى چون على . : بوحشت انداخت مادر را فريادى كه ميگشت در آن بعضى از هم همه شيران بود . : فرزند را حيدر خواند يا آرزو كرد و به سجده افتاد بر اميد طولانى . اسد ناميد پسرش را مثل پدرش نام پدر بزرگ به فرزند زاده اهداء شد . : پدرش گفت بلكه او را ( على ) ناميديم پس آسمان شكافت
الغدير ( فارسي ) — صفحة 75 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)