« از برق دندانى براى او كه صاحب موى لب بود »
ستاره زهره شكافت يا ماه دو نيمه شد يا عمود صبح بشب منفجر گرديد .
يا برق روشن كرد پس جهان روشن شد يا در افق شكاف و بهم بستگى شد .
« پس برهان معراج پيامبر گرديد »
يا خانه اشاره كرد بدستى كه داخل شو و خاطر جمع باش بخدائيكه بخشنده است .
پس در اينجا زائيده شود صاحب مقام بلند ( على ) عليه السلام كسى كه بسبب او حطيم و مقام من مسرور است .
« و ركن ( خانه ) ميرسد به بالاترين رتبهها »
فاطمه داخل شد پس ديوار برگشت مانند اولش شد و پرده برداشته نشد .
وقتى كه نور تجلى كرد و راز نهانى آشكار شد از نور ماه تماميكه بسبب او تاريكى بر طرف مىشود .
« و همه مردم بوسيله او از تباهى نجات مييابند »
پاك به دنيا آمد اين پسريكه گذشت از بالاى عرش از جهت بزرگوارى و و الا مقامى .
پس براى او فرشتگان خضوع ميكنند در حال خوارى و مسكنت و بآمدن او پيامبران بزرگ بشارت دادند .
« امّت خودشان را در سالهاى گذشته »
او خدا را شناخت و حال آنكه نه زمينى بود و نه آسمانى هفت طبقه سايه افكنده بود .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 69
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص٦٩