تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
ماده اطلاق شود . ( حياة الحيوان ج 2 ص 368 › ( 1 ) 6 - عبيد الله بن محمد بن هارون گويد : شنيدم شافعى در مكَّه ميگفت : به پرسيد از من آنچه ميخواهيد كه خبر مىدهم شما را از كتاب خدا و سنّت پيامبرش ، پس به او گفتند اى ابا عبد الله ، چه ميگوئى در محرميكه زنبورى را بكشد ، گفت : * ( وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوه ) * - سورهء حشر آيه 8 - آنچه كه پيامبر براى شما آورده آن را بگيريد . ( طبقات حفاظ ذهبى ج 2 ص 288 ›
هامش
( 1 ) مشهور است كه احمد جامى هم بالاى منبر گفت : سلونى قبل ان تفقدونى ، به پرسيد از من پيش از آنكه مرا از دست بدهيد ، پس زنى از پشت پرده فرياد زد اى شيخ بيهوده ادّعا نكن چيزى را كه از عهده آن نميتوانى برآئى ، گفت من از عهده سخنم برميايم گفت مگر نشنيدى اين ادّعاء را هيچكس جز امير المؤمنين على بن ابيطالب نكرد مگر آنكه خدا رسوايش كرد ، گفت آنها غير از من بودند . گفت حال كه چنين است بگو آن مورچه كه بر سر راه سليمان نبىّ فرياد زد * ( « يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ » اى مورچگان به منازلتان برويد تا زيرپاى سليمان و لشكرش نابود نشويد ، آيا نر بود ، و يا ماده ، گفت اى زن سئوال ديگرى نداشتى مگر من در آنزمان بودم و يا اگر ميبودم ميتوانستم تشخيص بدهم كه مورچه نر كدام است و ماده كدامست ، گفت اى شيخ لازم نيست كه معاصر زمان و يا بيطار مورچگان باشى ، اگر آشنائى با قران داشتى اين مسئله را ميدانستى كه آن مورچه ماده بوده گفت كجاى قرآن گفت سوره نمل آيه 19 كه ميفرمايد ( قالت نمله ) ، شيخ بسيار ناراحت شد چون مردم به او خنديده و بر آنزن درود گفتند . پس گفت ايزن بگو آيا با اجازه شوهرت در اين مجمع شركت كرده اى يا بدون اجازه او ، اگر با اجازه آمده اى خدا شوهرت لعن كند و اگر بى اجازه آمدى خودت را . زن گفت : بگو به بينم آيا ام المومنين جناب عايشه با اجازه پيغمبر بجنگ امام زمانش على بن ابيطالب عليه السلام آمده بود و يا بدون اجازه ، پس شيخ بيچاره شد و نتوانست جواب بگويد و از منبر به زير آمده و به منزل رفت و چند روزى از غصّه رسوائى بيمار شد . و نظير از ابن حاجب و ابن جوزى نيز نقل شده و برخى آن را نسبت به ديگرى ميدهند و ممكن است قصّه و ادعاء بى جا براى هر سه اتفاق افتاده باشد . ( قصص علماء و غيره ) ( مترجم )