تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
ابو حنيفه گفت : چه ميگوئى در قول خداى عزّ و جل : * ( قالَ الَّذِي عِنْدَه عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِه ) * ( 1 ) گفت آنكسيكه نزد او علمى از كتاب بود من ميآورم آن را . آيا او چه كسى بود ، قتاده گفت اين مردى از فرزندان عموى سليمان ابن داود بود كه اسم اعظم را ميدانست . ابو حنيفه گفت : آيا سليمان اين اسم را ميدانست گفت : نه گفت سبحان الله و بود در حضور پيامبرى از پيامبران كسى كه داناتر از او بود ، قتاده گفت : من از تفسير پاسخ شما را نميدهم از آنچه مردم در آن اختلاف و تنازع دارند به پرسيد . ابو حنيفه گفت : آيا تو مومنى ، گفت : اميدوارم ، ابو حنيفه به او گفت پس چرا نگفتى چنانچه ابراهيم گفت در آنچه از او حكايت نموده خدا وقتى كه به او گفت : آيا ايمان ندارى گفت : بلى قتاده گفت : دست مرا بگيريد كه به خدا قسم هرگز داخل اين شهر نميشوم . ( انتفاء ابى عمر صاحب استيعاب ص 156 › 5 - از قتاده حكايت شده كه او داخل كوفه شد پس مردم دور او جمع شدند ، پس گفت : به پرسيد از هر چه ميخواهيد . و ابو حنيفه در ميان مردم و در آن روز جوانى نورس بود . پس گفت : به پرسيد از او مورچه سليمان آيا نر بود يا ماده پس پرسيدند ، پس نتوانست جواب دهد ، پس ابو حنيفه گفت : ماده بود پس به او گفتند : چطور دانستى اين را گفت از قول خداى تعالى : ( قالت ) و اگر نر بود ميفرمود : ( قال ) و گفت نمله مانند حماسه و شاة است كه بر نر و
هامش
( 1 ) سوره نمل آيه 41 .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 394 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)