تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
بود و او رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بود ، پس عمر گفت : اگر مردم مانند هيئت تو بودند باكى نداشتم ، هيثمى در مجمع آن را صحيح دانسته و گويد : رجال طبرانى رجال درستى هستند . 2 - از سائب بن يزيد نقل شده كه او ديد عمر بن خطاب را كه مىزند منكدر را در نماز بعد از عصر . و از اسود نقل شده كه عمر ميزد مردم را بر دو ركعت بعد از نماز عصر . 3 - از زيد بن خالد جهنى روايت شده كه گفت : عمر بن خطاب ويرا ديد در موقع خلافتش كه ركوع مىكند بعد از نماز عصر دو ركعت پس رفت بسوى او و او را با شلَّاقش زد در حالى كه نماز ميخواند چنانچه او مشغول بود ، پس چون منصرف شد زيد گفت : بزن اى رهبر مومنين قسم به خدا هرگز اين دو ركعت را ترك نميكنم بعد از آنكه ديدم رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله ميخواند ، پس عمر در كنار او نشست و گفت : اى زيد بن خالد اگر نبود كه ميترسيدم مردم آن را پلگان و نردبان براى نماز بگيرند تا شب نميزدم تو را در آن دو ركعت ، هيثمى گويد : در مجمع كه اسناد آن خوبست . 4 - از طاوس نقل شده كه ابو ايّوب انصارى پيش از خلافت عمر دو ركعت نماز ميخواند بعد از عصر پس چون عمر خليفه شد ، ترك كرد آن را و چون عمر مرد باز شروع كرد پس به او گفتند براى چه حالا شروع كردى ، پس گفت : كه عمر ميزد مردم را بر آن دو ركعت . 5 - مسلم از مختار بن فلفل نقل كرده گفت : سئوال كردم از انس ابن مالك از نافله بعد از عصر پس گفت عمر ميزد دستهاى مردم را بر نماز بعد از عصر و ما بوديم كه بر عهد پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله دو