62 اجتهاد خليفه در نماز بعد از عصر
1 - از تميم دارى نقل شده كه گويد او دو ركعت بعد از نهى عمر بن خطاب از نماز بعد از عصر بجا آورد ، پس نزد او آمد و او را با شلَّاقش زد پس تميم اشاره كرد به او كه به نشين و او در نمازش بود پس عمر نشست سپس تميم از نمازش فارغ شد و بعمر گفت چرا مرا زدى گفت :
براى آنكه تو اين دو ركعت را بجا آوردى و من نهى از آن كرده بودم گفت : بدرستيكه من آن دو ركعت را با كسى بجا آوردم كه از تو بهتر بود و آن رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بود ، پس عمر گفت : اى گروه نيستيد شما براى من و لكن من ترسيدم اينكه بيايد بعد از شما مردميكه ميان عصر و مغرب نماز گذارند تا اينكه بگذرد بساعتيكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نهى فرمود كه در آن نماز بخوانند چنانچه پيوست دادند ميان ظهر و عصر را .
و از وبره نقل شده كه گويد : عمر تميم دارى را ديد بعد از نماز عصر نماز خواند پس او را با تازيانه اش زد ، پس تميم گفت : براى چه مرا زدى اى عمر ميزنى مرا براى نمازى كه با رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله خواندم ، پس عمر گفت : اى تميم همه مردم نيستند كه بدانند آنچه كه تو ميدانى .
و از عروه بن زبير نقل شده كه گويد : عمر بر مردم بيرون رفت و زد ايشانرا براى دو سجده بعد از عصر تا آنكه تميم دارى گذشت ، پس گفت من ترك نميكنم آن دو ركعتى را كه خواندم با كسى كه او بهتر از تو