تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
كعبه و فراوانى آن شد ، پس عده اى گفتند اگر آن را بگيرى و مصرف در ارتش مسلمين نمائى بزرگتر است براى پاداش و كعبه را بزر و زيور چه كار . پس عمر تصميم گرفت كه اين كار را كند و از امير المومنين عليه السلام سئوال كرد پس فرمود بدرستيكه اين قران بر محمد صلَّى اللَّه عليه و آله نازل شده و اموال چهار بخش است . 1 - اموال مسلمين پس آن را تقسيم ميان ورثه كرده است در فرائض 2 - و فئى آن را تقسيم بر مستحقين آن نموده است . 3 - و خمس آن را در آنجا كه بايد بگذارد گذاشته است . 4 - و صدقات پس خدا قرار داده است آن را جائى كه قرار داده و زر و زيور كعبه در آن روز در كعبه بوده پس خدا آن را بر حال خود باقى گذارده و از روى فراموشى و نسيان وانگذارده است و نه ترسيده است مكانى را از آن پس آن را قرار بده جائى كه خدا و رسول او آن را قرار داده است . پس عمر گفت : اگر تو نبودى هر آينه ما رسوا شده بوديم . و زر و زيور را به حال خود گذارد . 2 - از شقيق از شيبة بن عثمان گويد : عمر بن خطاب نشست در مكانى كه تو در آن نشسته اى ، پس گفت من بيرون نميروم تا آنكه تقسيم كنم مال كعبه را ميان فقراء مسلمين ، گويد گفتم : تو كننده اين كار نيستى ، گفت آرى البتّه خواهم كرد ، گويد گفتم : نيستى تو كننده گفت براى چه ، گفتم : براى اينكه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و ابو بكر ديدند جاى آن را و آنها از تو نيازمندتر بمال بودند ولى آن را از جايش