پسر تا آنكه محتلم شود يا موى ( زهار ) در عانه و زير نافش روئيده باشد آنچنان موى عانه ايكه ثابت شده بصحاح يا سنيكه محدود شده چنانچه در صحيحه عبد اللَّه بن عمر است و علامت چهارمى براى آن نيست كه حدّ شايع و معمول باشد . و امّا مساحت بوجب پس آن از فقه خليفه و بدعتهاى او فقط است و شايد او بيناتر باشد بمواقع فقاهتش .
55 كم كردن خليفه از حدّ
از ابى رافع نقل شده : كه شرابخواريرا آوردند نزد عمر بن خطاب پس به او گفت : هر آينه تو را ميفرستم پيش مرديكه او را ملايمت و ترحّمى درباره تو نميگيرد ، پس او را پيش مطيع بن اسود عدوى فرستاد پس گفت : وقتى كه فردا را صبح كردم پس او را حدّ ميزنم پس عمر آمد و او ميزد او را زدن سختى .
پس عمر گفت : اين مرد را كشتى چند ضربه او را زدى گفت :
شصت ضربه ، گفت من قصاص ميكنم از او به بيست ضربه .
ابو عبيده در معناى آن گويد : عمر ميگفت من قرار مىدهم سختى اين زدن را قصاص به بيست شلاقيكه باقيمانده است از حدّ پس آن را نزن به او .
( سنن كبرى ج 8 ص 317 ، شرح ابن ابى الحديد : ج 3 ص 133
امينى گويد : نگاهى به اين مرد بكن چگونه در حكم خدا رنگ برنگ مىشود پس يكروز دو برابر مىكند حدّ شرابخوار را و آن چهل شلاق است پيش اهل سنت پس هشتاد شلاق مىزند پس از آن در روز ديگر دلش