به حال متّهم ميسوزد و بيست ضربه شلاق كم مىكند و تلافى مىكند شدة زدن را بكم كردن مقدارى بعد از سپردن شرابخوار بمرديكه او را به خشونت و شدة ميشناخت و تمام آن زايد است بر قانون خدائى كه پيامبر منزّه آن را آورده است . و در حديث است كه فرداى قيامت مرديرا ميآورند كه بيش از مقدار حدّ زده است پس خداوند ميفرمايد :
براى چه زيادتر از آنچه كه دستور دادم زدى ، پس ميگويد : اى پروردگار براى تو غضب كردم و بيشتر زدم پس ميفرمايد : آيا هر آينه غضب تو شديدتر از غضب من بود . و كسى را ميآورند كه تقصير كرده در حدّ پس به او ميفرمايد : بنده من چرا تقصير كردى ميگويد : من بر او ترحم كردم ، پس ميفرمايد ، آيا رحم تو بيشتر از رحمت من بود . ( 1 )
و چه بسيار براى اين حديث نظائريستكه حافظين آن را نقل كردهاند رجوع بكنز العمال ج 3 ص 196 كن .
56 ابو الحسن خدا مرا باقى نگذارد براى مشكلى كه تو در آن نباشى
از ابن عباس نقل شده كه گفت ، : بر عمر بن خطاب قضيه اى پيش آمد كه برخاست از آن و نشست و دگرگون شد و سياه شد و جمع كرد بر آن اصحاب پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله را و بر آنها عرضه كرد و گفت بگوئيد به من چه بايد بكنم ، پس همگى گفتند اى امير مومنان تو پناهگاه و بر طرف كننده اى ، پس عمر غضب كرد و گفت :
هامش
( 1 ) البيان و التبين ج 2 ص 20 .