شدى ، اى پدرايكه اجابت كردى دعوت پروردگارت را ،
اى پدريكه بجبرئيل ما شكايت ميكنيم فقدان تو را ، اى پدريكه جنت فردوس جايگاه تو است ( 1 ) .
و اين آن بانو سلام الله عليهاست كه بر كنار قبر پاك پدرش ايستاده و مشتى از خاك قبرش را برداشته و بر چشم خود گذارده و گريه مىكند و ميسرايد و ميگويد .
ما ذا على من شم تربة احمد
ان لا يشم مدى الزمان غواليا
صبّت على مصائب لو انّها
صبّت على الايام صرن لياليا
چيست بر كسى كه تربت و خاك قبر پيامبر را بوئيده كه در مدّت عمرش عطرى را نبويد بر من مصيبتهائى ريخته شده كه اگر آن بر روزها ريخته شده بود همه شام تار ميشدند ( 2 ) .
و اين ابو بكر بن ابى قحافه است كه بر پيامبر صلَّى اللَّه عليه و آله گريه مىكند و مرثيه و نوحه ميخواند بقول خودش :
يا عين فابكى و لا تسامى
و حق البكاء على السيد
اى ديده گريه كن و خسته نشو و شايسته است گريستن بر آقاى
هامش
( 1 ) صحيح بخارى باب : مرض نبى و وفات آنحضرت ، مسند ابى داود ج 2 ص 197 ، سنن نسائى ج 4 ص 13 ، مستدرك حاكم ج 3 ص 163 ، تاريخ خطيب ج 6 ص 262 .
( 2 ) رجوع به جزء پنجم الغدير نما .