عليه و آله از دنيا رفت پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : او را ملحق نمائيد به پيشين نيكوكار ما عثمان بن مظعون پس زنها گريستند پس عمر شروع كردن بزدن زنها بتازيانه اش ، پس پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله دست او را گرفت و فرمود : عمر صبر كن بگذار آنها را گريه كنند و بر زنانست كه از فرياد زدن شيطانى حذر كنند تا آنكه فرمود : و نشست رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بر كنار قبر و فاطمه سلام الله عليها در كنارش گريه ميكرد پس شروع كرد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله به پاك كردن اشك چشمان او بدامنش براى محبّت و مرحمتى كه به او داشت ( 1 ) .
و بيهقى در سنن كبرى ج 4 ص 70 ، از ابن عباس نقل كرده گويد زنها گريستند بر رقيّه ( دختر رسول خدا ) رضوان الله عليها پس عمر شروع كرد بمنع كردن ايشان پس رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود : آرام اى عمر ، گويد : سپس فرمود : بر شما باد كه از داد زدن شيطانى دورى كنيد ، پس بدرستيكه هر چه كه از چشم و دل باشد از ترحّم و مهربانى و عاطفه است و هر چه كه از زبان و دست باشد از ترحّم و مهربانى و عاطفه است و هر چه كه از زبان و دست باشد از شيطانست گويد : و شروع كرد فاطمه كه رضوان خدا بر او باد بگريه كردن بر كنار قبر رقيّه پس شروع كرد رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله بزدودن اشكهاى او را از چهره و گونه اش با دست ، يا گويد : بلباسش
هامش
( 1 ) مسند احمد ج 1 ص 237 ، مستدرك حاكم ج 3 ص 191 و آن را صحيح دانسته و ذهبى در تلخيص مستدرك گويد : سندش صالح است ، مسند ابى داود طيالسى ص 351 ، الاستيعاب در ترجمه عثمان بن مظعون ج 2 ص 482 ، مجمع الزوائد ج 3 ص 17 .