40 اجتهاد خليفه در پيشكشى ملكه روم
از قتاده نقل شده كه گويد : عمر سفيرى فرستاد بسوى پادشاه روم پس ام كلثوم كه همسر عمر بود دينارى قرض كرد و عطرى خريد و آن را در شيشه اى قرار داده و با سفير براى زن پادشاه روم فرستاد پس چون عطر به او رسيد براى ام كلثوم مقدارى از جواهرات فرستاد و بسفير گفت اينها را براى همسر عمر ببر پس چون بام كلثوم رسيد آن را بر روى فرش خالى كرد پس عمر وارد شد و گفت : اين چيست پس او را خبر داد پس عمر جواهر را برداشت و آن را به مسجد آورد و فرياد زد الصلاه جامعه يعنى همه مردم حاضر شوند پس چون مردم جمع شدند آنها را خبر داد و جواهر را به آنها نشان داد و گفت : شما چه ميبينيد در اين ، پس گفتند ما ميبينيم آن را كه تو مستحق آنى چونكه آن هديّه و پيشكشى از همسر پادشاه روم است براى همسر تو نه جزيه است و نه مالياتى بر آنست و نه حكمى از احكام مردان متعلَّق به آن مىشود : پس گفت لكن همسر امير مومنين و سفير هم سفير امير المومنين است و مركبى كه بر آن سوار شده مال مؤمنين است و اگر مومنين نبودند هيچ يك از آنها نميآمد . پس من ميبينم كه اين مال بيت المال مسلمين است و ما بام كلثوم ميدهيم سرمايه اش را پس جواهر را فروخت و بهمسرش يك دينار داد و ما بقى را در بيت مال مسلمين قرار داد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) الفتوحات الاسلاميه ج 2 ص 413 .