تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
صاحبش گرفتار شود در گمراهى : يا حكم الهى معطَّل ميماند از كشش اين . آيا نميشنوى قول عمر را : كه ميگفت : الله اكبر ، اگر نشنيده بودم اين را هر آينه حكم به غير اين ميكرديم يا ، نزديك بود كه ما حكم كنيم دور مثل اين برأى خودمان .

39 رأى خليفه درباره دزد

از عبد الرحمن بن عائذ نقل شده كه گفت : مردى دست و پا بريده را آوردند نزد عمر كه باز دزدى كرده بود ، پس عمر . . . فرمان داد كه پايش را قطع كنند پس على عليه السلام فرمود : البتّه كه خداوند عز و جل ميفرمايد : * ( إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ الله وَرَسُولَه . . . ) * ( 1 ) جز اين نيست كه كيفر كسانى كه محاربه ميكنند با خدا و پيامبر او . . . پس دست و پاى اين مرد بريده شده پس سزاوار نيست كه پايش قطع شود پس او را واگذار كه براى او پائى نيست كه بر آن راه رود ، يا اينكه او را تعزير كن و يا اينكه او را زندانى نما پس او را زندانى كرد . ( 2 )
هامش
( 1 ) سوره مائده آيه 33 . ( 2 ) سنن كبرى بيهقى ج 8 ص 274 ، كنز العمال ج 3 ص 118