تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
كردى كه از ديوار آن آمدى .
و استاذن الناس لا تغشى بيوتهم و لا تلَّم بدار او تمحيّها
و از مردم اجازه بگير و بدون آن وارد خانه آنها نشو و سركشى به خانه اى نكن يا آن را ناديده بگير .
و لا تجسّسها فهذى الآى قد نزلت بالنهى عنه فلم تذكر نواهيها
و جاسوسى و تفتيش نكن پس اين آيات نازل شده بمنع از آن پس ياد نكردى نهى آن را .
فعدت عنهم و قد اكبرت حجّتهم لمّا رايت كتاب الله يمليها
پس برگشتى از ايشان در حالى كه بزرگ داشتى دليل آنها را وقتى كه ديدى كتاب خدا گوياى آن دليلهاست .
و ما انفت و ان كانوا على حرج من ان يحجكّ بالايات عاصيها
و خشونت نكردى هر چند كه ايشان بر زحمت بودند كه تو را به آيات قرآن كه عاصى بان بودى محكوم كردند . امينى گويد : اين چنين حبّ و دوستى كور و كر مىكند و رذايل را كرامات قرار داده و گناه‌ها را تبديل بحسنات مىكند . 3 - از عبد الرحمن بن عوف گويد : كه با عمر بن خطاب شبى را در مدينه پاسدارى ميكردند پس در همان ميان كه ميگشتند چراغى در خانه اى بر ايشان روشنائى داد پس رفتند به طرف آن تا آنكه نزديك شدند به آن نگاه درى را بسته ديدند بر مردميكه در آن صداها بلند
الغدير ( فارسي ) — صفحة 242 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)