تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
پلكان پائين آمد در حالى كه شلاقش دستش بود پس چون او را ديدند برخاسته و در را باز كرده و همگى فرار كردند . پس غلام سياه ايستاد و گفت به او اى پيشواى مسلمين من خطا كرده و پشيمانم پس توبه مرا بپذير گفت من ميخواهم تو را براى گناهت بزنم . پس گفت اى رهبر مسلمين « اگر من گناه كردم تو سه گناه و خطا كردى » 1 - خداوند تعالى ميفرمايد : * ( « وَلا تَجَسَّسُوا » ) * جاسوسى نكنيد و تو تجسّس و تفتيش كردى و نيز فرموده 2 - * ( وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها ) * از درهاى منازل وارد شويد و تو از راه بام آمدى 3 - و خداوند تعالى فرمود : * ( لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلى أَهْلِها ) * داخل منزلى غير از منازل خودتان نشويد مگر آنكه مانوس باشيد و سلام كنيد بر اهل آنخانه و تو وارد شدى و سلام نكردى . مدارك اين داستان : مستطرف شهاب الدين ابشيهى ج 2 ص 115 در باب 61 ظاهر مىشود از قرائن اين قضيّه غير از حكايت پيشين است و الله اعلم . م - و ابن جوزى اين قصّه رسوا خيز زيان آميز را از مناقب عمر شمرده و شاعر نيل حافظ ابراهيم هم از آن پى گيرى كرده و در قصيده عمريّه اش تحت عنوان مثال رجوع كردن او به حق بنظم درآورده است
و فتية و لعوا بالراح فانتبذوا لهم مكانا و جدّوا فى تعاطيها
و جوانانيكه حريص بودند بميگسارى و براى خود منزلى را اختيار كردند و كوشيدند در شرابخورى و دست بدست گردانيدن آن .
الغدير ( فارسي ) — صفحة 240 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)