و ا گر تعجّب كنى پس عجيب آنست كه عمر عدول از رأيش نكرد بعد از آنكه مطلَّع و آگاه شد بر سنّت بلكه خشونت كرد بحارث بن عبد الله و ثقفى را يا تازيانه اش زد وقتى كه او را خبر دادند به آن از فتواى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و مستّمر بر مذهب مخصوص خودش ماند خلاف سنّت پيروى شده براى كه من نميدانم .
و ابن عباس ديد : كه براى اين سنّت اصلى در كتاب سودمند خداست كه از ياد خليفه رفته نيز ، بيهقى در سنن كبرايش ج 5 ص 163 نقل كرده از عكرمه كه زيد بن ثابت گفت زن بايد بماند تا پاك شود و آخرين عهدش خانه خدا باشد . پس ابن عباس گفت هرگاه روز عيد طواف خانه كرده بايد حركت كند پس زيد بن ثابت فرستاد بسوى ابن عباس كه من يافتم آنچه را كه گفتى چنان كه گفتى گويد : پس ابن عباس گفت كه من هر آينه ميدانم گفته رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را براى زنها و لكن من دوست داشتم كه بگويم به آنچه كه در كتاب خداست سپس اين آيه را خواند : * ( ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ) * ( 1 ) سپس حركهاى خويش را ( بسر تراشيدن و گرفتن ناخن و مانند آن ) بر طرف كنند و آنچه را به نذر بر خويشن واجب كردند با تمام برسانند و گرد خانه كهن بگردند ( طواف نساء كنند ) پس چرك و كثافت را بر طرف كرد و وفاء به نذر نمود و گرد خانه گرديد پس چيزى باقى نماند ديگر .
هامش
( 1 ) سوره ( 1 ) حج آيه 30