السئول ص 13 ، مناقب خوارزمى ص 48 ، اربعين فخر رازى ص 466
17 « كل احد افقه من عمر » هر كسى از عمر فقيه تر است
على عليه السلام وارد بر عمر شد و ديد كه زن آبستنى را ميكشند كه سنگسار كنند . پس فرمود : كار اين زن چيست . زن گفت مرا مىبرند كه سنگسارم كنند پس بعمر فرمود : اى رهبر مسلمين براى چه سنگسار شود ، اگر تو سلطنت و دسى بر او دارى . امّا بر آنچه در شكم اوست سلطه اى ندارى پس عمر گفت : « كل احد افقه منى » سه مرتبه گفت هر كسى از من داناتر است . پس على عليه السلام ضمانت نمود او را تا پسرى زائيد پس از آن او را بردند و سنگسار كردند .
مدارك اين داورى :
حافظ محبّ الدين طبرى در الرياض النضره ج 2 ص 196 ، و ذخاير العقبى ص 81 پس گفت اين غير از آن قضيه گذشته است براى اينكه اعتراف آن بعد از شكنجه و تهديد بوده پس صحيح نبود و سنگ سار نشد و اين سنگسار شد . و حافظ گنجى آن را در كفايه ص 105 ياد كرده آن را .