مستقيم را مذهب ميداند و جا ميدهد هر مخالف قاعده اى را كه زره و سلاحى در بر كند مانند اين مذهب پس عيب و نقص خود را مستور دارد . و در اين احاديث اعلان و آگهى است از مقدار و اندازه خضوع و حضور قلب خليفه در نمازش .
14 عقيده خليفه در ميراث
از مسعود ثقفى گويد : حاضر بودم پيش عمر بن خطاب . . . كه شركت داد برادران پدر و مادريرا با برادران مادرى در ثلث . پس مردى به او گفت : تو در اوّل اين سال به غير اين قضاوت كردى گفت :
چگونه قضاوت كردم گفت : ثلث را براى برادران مادرى قرار دادى و براى برادران پدر و مادرى چيزى قرار ندادى گفت : اين بنا بر آنچه ما حكم كرديم و آن هم بنابر آنچه ما حكم نموديم . و در لفظى : اين بر آنچه ما امروز قضاوت كرديم و آن بر آنچه ما در ديروز قضاوت نموديم
بيهقى آن را در سنن كبرى ج 6 ص 255 ، به چند طريق نقل كرده و دارمى در سننش ج 1 ص 154 بطور اختصار و ابو عمر در « العلم » ص 139 .
امينى گويد : مثل آنكه احكام قضاوتها دور مىزند محور آنچه از رأى خليفه صادر شود چه با شريعت درست آيد يا درست نيايد و مثل آنكه خليفه برايش هست كه حكم كند به آنچه كه ميخواهد و در اينجا حكمى نيست كه پيروى شود و قانونى نيست كه در اسلام