صورت نهم
عمر بالاى منبر رفت پس گفت اى مردم زياد نكنيد در صداق زنها بر چهارصد درهم پس هر كس زياد كند زيادى را گرفته و در بيت المال مسلمين ميافكنم پس مردم ترسيدند كه با او سخنى بگويد . پس زنى برخاست كه در دستش بلندى بود و به او گفت چگونه اين كار بر تو حلال است و خداوند ميفرمايد * ( وَآتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْه شَيْئاً ) * و داديد بايشان قنطارى پس چيزى از آن نگيريد پس عمر گفت : زنى بصواب ميرود و مردى خطا مىكند .
المستطرف ج 1 ص 7 نقل از كتاب منتظم ابن جوزى نموده حاكم نيشابورى جمع كرده راههاى اين خطبه عمر بن خطاب را در جزء بزرگى چنانچه در مستدرك ج 2 ص 177 گفته و گويد : اسانيد صحيحه تواتر به اين مطلب دارد و ذهبى آن را اقرار كرده در تلخيص مستدرك و خطيب بغدادى آن را در تاريخ خود ج 3 ص 257 به چند ين طريق نقل كرده و آن را صحيح دانسته جز اينكه تمام حديث را ياد نكرده بلكه خطبه فقط را ياد كرده سپس ميگويد حديث را بتفصيلش .
و شايد خليفه براى زنيكه درست رفته بود گرفت و با ام كلثوم ازدواج كرد و مهر او را چهل هزار قرار داد چنانچه در تاريخ ابن كثير ج 7 ص 81 ، 139 و الاصابه ج 4 ص 492 و الفتوحات الاسلاميه ج 2 ص 472 ياد شده است .