تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
تاريخ بغدادش ج 11 ص 468 ، و زمخشرى در كشّاف ج 3 ص 253 و محب الدين طبرى در الريّاض النضره ج 2 ص 49 نقل از بخارى و بغوى و مخلص ذهبى و شاطبى در « الموافقات ج 1 ص 21 - 25 و ابن الجوزى در سيره عمر ص 120 ، و ابن الاثير در » النهايه « ج 1 ص 10 و ابن تيميّه در مقدمه اصول تفسير ص 30 و ابن كثير در تفسيرش ح 4 ص 473 و آن را صحيح دانسته و خازن در تفسيرش ج 4 ص 374 ، و سيوطى در الدّر المنثور ج 6 ص 317 - از جمعى از حافظين ياد شده ، و در كنز العمّال ج 1 ص 227 نقل از سعيد بن منصور و ابن ابى شيبه ، و ابى عبيده در فضائلش ، و ابن سعد در طبقاتش ، و عبد بن حميد ، و ابن المنذر و انبارى در مصاحف و حاكم و بيهقى در شعب الايمان و ابن مردويه و ابو السعود در تفسيرش - حاشيه تفسير رازى - ج 8 ص 389 و گويد : و روايت شده نظير اين براى ابو بكر بن ابو قحافه نيز و قسطلانى در ارشاد السارى ج 10 ص 298 نقل از ابو نعيم نموده و عبد بن حميد و عينى در » عمده القارى « ج 11 ص 468 . و ابن حجر در » فتح البارى « ج 13 ص 23 و گويد : گفته شده كه اب عربى نيست و تائيد مىكند اين را مخفى بودن آن بر مثل ابو بكر و عمر . امينى گويد : چگونه مخفى شده اين گفته ايكه ابن حجر آمده به آن بر همه پيشوايان لغت عربيّه پس داخل كرده‌اند كلمه اب را در كتب لغاتشان بدون هيچ اشاره اى بدخيل بودن آن . فرض كن كه اب عربى نيست پس آيا قول خداى تعالى در تفسير آن و ما قبل آن * ( « مَتاعاً لَكُمْ وَلأَنْعامِكُمْ » ، خوراك براى شما و چهار پايان شما هم عربى نيست پس ابو بكر و عمر در اين موقع چه عذرى دارند در