« دراسات اللبيب » چاپ شده 1284 در لاهور شمرده باب مدينه علم را از نامهاى امير المومنين از باب گرفتن بحديث معهود .
121 - امير محمد فرزند اسماعيل فرزند صلاح يمنى صنعانى متوفاى 1182 ياد كرده آن را در ( الروضه النديّه فى شرح التحقه العلويه « و حكم كرده بصحّت حديث براى پيروى كردن بر حاكم و ابن جرير و سيوطى و گويد بعد نقل تصحيح كردن صحيح داننده گان و و تحسين كردن كسانى كه آن را حسن دانستهاند . پس براى تو ظاهر و روشن شد دعواى بطلان موضوع بودن آن و درستى قول بصحّت آن چنانچه سيوطى آن را اختيار كرده و آن گفته حاكم و ابن جرير است .
122 - شيخ سليمان جمل در كتاب « الفتوحات الاحمديه بالمنح المحمّديه » آن را ياد كرده در حالى كه آن را مسلَّم و مقطوع دانسته .
123 - مولى سيّد قمر الدين حسينى اورنگ آبادى متوفاى 1192 ياد كرده آن را در كتاب « نور الكريمتين » در حالى كه به آن استدلال و اقامه برهان به آن نموده در حالى كه پذيرنده بر اوست .
124 - شهاب الدين احمد بن عبد القادر عجيلى شافعى يكى از شعراء غدير است كه در شعراء قرن دوازدهم خواهد آمد آن را ياد كرده در كتابش « ذخيره المال فى شرح عقد اللآل » در چندين موضع مانند ياد كردن حديث ثابت صحيح كه مورد قبول اوست
125 - شيخ محمد بن على صبان متوفاى 1205 ياد كرده آن را در كتاب « اسعاف الراغبين » ص 156 - حاشيه نور الابصار كه نقل كرده از بزّار و طبرانى و حاكم و عقيلى و ابن عدى و ترمذى و صواب دانسته قول كسى را كه آن را حسن دانسته خلافا بكسيكه آن را
الغدير ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٤٤