تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
آن دو روشنائى چشم پيامبر و دو آقاى جوانان مردمند در بهشت جاودان ،
و قال : هما ريحانتاى احب من احبّهما فاصد قهما الحب تسعد
و فرمود : آن دو ريحانه منند دوست دارم كسى را كه آنها را دوست دارد پس براستى دوست بدار آنها را كه سعادتمند شوى آن دو شباهت به پيامبر را بطور مساوى تقسيم كردند و نيست ممكن كه از ايشان تجاوزى ديده شود ، پس از سينه به پائين حسين شباهت داشت و براى حسن از سينه به بالا بود و كافيست تو را پس آماده باش ، و از براى حسن بزرگوار مزايائى بود مانند گفته او ( پيامبر ) اوست اين پسرم سيد پسر سيّد ، به زودى اصلاح كند پروردگار جهانيان به بركت او عالم را بر گروهى از ايشان و بزرگى پراكنده گى را ، تا آنجا كه گويد : و بود حسين قاطع دور انديش چنانيكه هر وقت شجعان و دليران در جنگ كوتاهى ميكردند او سخت ميجنگيد ، شبيه پيامبر خدا بود در جنگ و بخشش و بهترين شهيدان بود كه چشيد طعم شمشير را ، براى قتلگاه او ديده‌ها گريه مىكند و شايسته است كه بگريد پس بر خداست پاداش آن و بزرگ بدار دوستى او را ، پس نفرين و غضب خدا باد بريزيد و شمر او و بر كسى كه حركت كرد بسوى اين مقصد پست ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 119 | جمعي از مترجمين / محمد شريف رازي / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)