تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
معمول و متداول نبود ، و در جنگ ( احد ) بشهادت رسيد بعد از آنكه چشانيد هفت نفر را شربت مگر بدترين مورد را ، پس رستگار و سيد الشهداء شد در ميان فرشتگان خدا ميگردد و صبح مىكند ، و نماز خواند رسول خدا بر او هفتاد مرتبه تا دو مرتبه در موقع تعدّد شهيدان ، ( 1 ) و فرمود : شهادت حمزه مصيبتى است كه ما هرگز به مثل آن مصيبت نديده‌ايم و اگر روزى براى من پيش آمد كيفر خواهم داد آنها را كيفر زيادترى ، و او افزون بود در فضيلت از عموهاى ديگرش چونكه او برادر رضاعى او بود همينطور افزون بود شرافت را پس گواهى بده و ما دامى كه حمزه بود پيامبر محفوظ از اذيّت قريش بود و او صاحب مال و تلف كننده آن بود در بخشيدن بخشنده بود وقتى كه روشن ميكرد آتشى براى ميهمان مييافت بهترين آتش را نزد بهترين روشن كننده و در آن ياد كرده آقاى ما عباس عموى پيامبر را و گويد ابياتيكه اوّلش اينست :
و قد بلغ العباس فى المجد رتبة تقول لبدر التام قصّرت فابعد
و رسيد عباس در بزرگوارى مرتبه اى را كه ميگوئى به ماه تمام كوتاهى تو دور شو ،
هامش
( 1 ) مقصود از نماز تكبير است كه هفتاد مرتبه پيامبر ص بر او گفت در حالى كه در موقع تعدّد شهيدان دو تكبير گفت .