كافيست ما را اين قصيده در آگاهيدن خواننده بر مذهب و عقيده اين مرد و مقام او از شعر ما آن را برداشتيم از ( نفح الطيب ج 4 ص 603 - 607 ›
آنچه كه اين شعر در بردارد
: اشاره كرده شاعر ما شمس الدين مالكى در اين شعرش بعدّه از مناقب مولاى ما امير المؤمنين عليه السلام از آنچه را كه پيشوايان قوم و حافظين حديثشان در كتب صحيح و مسندشان بطريقشان از پيامبر بزرگ صلَّى اللَّه عليه و آله نقل كردهاند بدان كه آن مناقب زير است :
1 - حديث تزويج خداوند سبحان فاطمه عليها سلام را بعلى عليه السلام و افشاندن بهشت زر و زيورش در اين ازدواج و زناشوئى مبارك
كه تفصيل آن گذشت در ج 2 ص 315 .
2 - حديث « انا مدينة العلم و على بابها
، منم شهر علم على در آنشهرست »
و قال رسول اللَّه انّى مدينة
من العلم و هو الباب و الباب فاقصدى
و پيامبر خدا صلَّى اللَّه عليه و آله گفت كه من شهرى از علمم و على درب آنشهر است پس در را قصد كن ،
[ راويان حديث أنا مدينة العلم ]
و ما مقدم داشتيم كلام را در اطراف علم امير المؤمنين عليه السلام در جزء سوم ص 95 - 101 و در اينجا اختصار كرديم به اين كه حديث اين فضيلت را طبرى و ابن معين و حاكم و خطيب و سيوطى تصحيح كرده و صحيح دانستهاند و در اينجا ما تفصيل ميدهيم سخن را در آن و اينكه آن را جمع بسيارى از حفاظ و پيشوايان حديث نقل نمودهاند .
پس بر تو است عدّه زيادى از كسانى كه آن را در قرنهاى گذشته ياد نموده