پس از ايشانست ابو بكر خليفه اى كه براى او برترى و تقدم است در هر جائى ،
و صدّيق رهبر مردم آنچنان كسى كه ايثار كننده بود مالش را در راه خدا كه ارشاد شده بود ،
سپس ياد كرده آنچه اختصاص بعمر بن خطاب داشت در 22 بيت كه اولش اينست :
و پيرو مىشود او را در فضيلت عمر آنكسيكه انداخت از كمانها راستى تير محكمى ،
و نيست هر كس قصد سعادت كند كه به آن برسد و ليكن كسى را كه خدا خوشبخت كند نيكبخت مىشود ،
آنگاه مناقب عثمان را بنظم درآورده در 15 بيت و اولش اينست :
و محبت من به عثمان بن عفان است چونكه بر اوست اعتماد من و او مقصد و مقصود منست ،
او پيشوائى شكيبا بر آزار بود در حالى كه او توانا و بردبار بود از جنايتكار و خوش رفتار بود ،
و بعد از ذكر مناقب امير المؤمنين عليه السلام ياد نمود دو سبط پيامبر دو امام صلوات الله عليهما را بقولش :
و بالحسنين السيدين توسلَّى
يجدهما فى الحشر عند تفرّدى
و بحسن و حسين دو آقاست توسلَّى من بجد آن دو در روز قيامت موقعى كه تنها ماندم ،
هما قرتا عين الرسول و سيّدا
شباب الورى فى جنه و تخلَّد