و تو را خلافت فرا نگرفت مگر يكساعت پس تو نبودى اهل براى اسباب آن ،
و چگونه روزى اختصاص به تو پيدا كرد و حال آنكه تو مودب بآداب خلافت نبودى ،
و گفتى : باينكه شما كشنده شيران اميّه هستيد در بيشهها و و جنگلهايشان ،
دروغ گفتى و زياده روى كردى در آنچه كه ادعا كردى و خودت را را باز نداشتى از عيب جوئى آن ،
پس چه اندازه چشم انداختند معشوقههاى شما را پس برگردانيده شدند بر روش اعقابشان ،
و اگر نبود شمشيرهاى ابو مسلم هر آينه سنگين ميشد بر كوشش داوطلبان آن ،
و اين بنده و غلامى براى بنى اميّه بود نه براى شما رعايت كرد در درباره شما نزديكى انساب آن را .
و شما اسيرانى بوديد در ميان زندانها و شما را نازك و ضعيف كرده بود بوسيدن آستانه و درگاه زندانها .
پس شما را بيرون آورد و خلافت را پيش كش شما نمود و بشما پوشانيد زيادى جامه گشاد خلافت را ،
پس شما پاداش داديد او را به بدترين پاداشها براى بيدادگرى و اعجابتان و غرورتان ،
پس واگذار ذكر مردمى را كه خشنود شدند به روزى كفاف و آمدند خلافت را از درش ،
ايشان پارسايان و ايشانند عبادت كننده گان و ايشانند سجده
الغدير ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠٧