تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
حياة است و علم است و قدرت است و اراده است متكلم است و بصير است و گوش است بابقاء ، خدا است كه بر عرش آسمان تسلَّط دارد و با آفريده هايش جدائى دارد و يكيست ، پس جهتى نيست كه خدا را دربر داشته باشد و نيست براى او مكانى و برتر و بزرگتر است از آن مكان و جهت ، وقتى كه جهان هستى آفريده و پروردگار است هر آينه از عرش مولى و آقا بوده است ، تا آنجا كه بعد از ذكر اصول عقايد و مدح سه خليفه گويد : و فراموش نكن داماد پيامبر و پسر عموى او را كه دريائى از علوم و راهنما و رهبر بود ، و فداء كرد پيامبر خدا را حقيقه بجان خودش در شبيكه در فراش و جاى پيامبر چون شير خوابيد ، و كسى كه مولا و آقاى او پيامبر است پس صبح كرد على عليه السلام براى او براستى مولا و ياور ، و فراموش نكن باقى اصحاب اهل بيت و انصار و پيروان او را كه بر راه هدايتاند ، و تمام آنها را خدا درود بر ايشان فرستاده و نيز پيامبر درود گفته و تاكيد نموده است ، پس بنده رافضى نباش پس تجاوز كنى پس واى و واى در عالم براى كسى كه تجاوز از قانون كند ، پس دوستى تمام خاندان و صحابه مذهب منست در فرداى قيامت كه بايشان اميد دارم نعمت ابدى را ،