تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
پس منّت گذاريد بر من باحسانى كه قبول نمائيد بدون راندن و شما معدن بخشش هستيد ، و تو ميدانى چه طلب مىكند محبّ تو در فرداء قيامت و مانند شما محتاج نباشد بسخن گفتن ، پس دست مرا زنهار كه خالى بر نگردانيد و ترحم فرمائيد قربان شما شود بنده ايكه در سايه حمايت شماست ، بيان مدح شما در فن بديع براى او دقيق است از جهت معنى به آن نطق و دهان من گوياست ، و من قرار دادم به حمد خداوند ساعتى از عمر دنيا را عبادتيكه مدح تو را در آن بنظم در آوردم ، پس ببخش كه اگر بخشيديد بخشيدن نيگوئى پس مقام شما نزد خدا در گناه من كم نشود ، و در راه تو اگر كعب رستگار شد روز خوشى اوست پس در فردا از تو ميبينم بهترين غنيمتها را . و مطلب ( واردى مقرى ) سيراب كننده تشنه است و آيا جز تو فرياد رسى هست در فرداى قيامت براى نجات از آتش ، پس بپذير مدح بديع و شگفتى را كه بلندى مقام تو است از نيكوئى آغز در خوبى پايان .

ولادت او وفات او

: اتفاق كردند تمام تاريخ نگاران بر اينكه مترجم ( صفى الدين ) در پنجم ربيع الاخر سال 677 به دنيا آمده و بر اينكه او در بغداد وفات كرده مگر اينكه خلاف در تاريخ وفات او بين 750 و 752 است پس بهر كدام خواستى تاريخ بگذار و مردّد بگذار جمع بين آن دو را