بسيار بخشيدند جانشان را و بخشيدند زادشان را .
سبز است چراگاه ايشان سرخ است شمشيرهاى برنده شان سفيد است صورتشان صاحبان اخلاق پسنديدهاند ،
كفايت كردند سركشانرا چنانچه كفايت كردند قصد كننده گان را از جهت بخشش به تير زدن و رساندن در حمله كردن و در بخشيدن ،
حمله كردند و چه بسا سوراخ كردند با نيزهء در روز جنگ سينه را و چه بسا كه افكندند در صدمه اى ،
پاكيزه است از پليديها نفسهاى ايشان و از مانند خودشان منتقل شدند در ارزنده ترين رحمها .
و صحابه صحابه پيامبر خواست نيست ماه بلند زيباتر از جهت منظر از وقار و سكينه ايشان ،
عيبى نيست در ايشان بصفتى جز اينكه ايشان خود را ارزان كردند بسبب پرهيزگارى جانهاى گرانقدر خود را ،
اى نيكوترين آفريدهها در خلقت و در اخلاق و در شرافت و در حكم نمودن و در علم و حكمت ،
و كيست وقتى كه گناه من زياد شد پس مدح كنم او را نجات يابم پس مدح اندوخته من و دوستى شما نگه دارنده من است ،
باش شفيع من مالك من اى احمد ( مصطفى ) در فرداى قيامت و نجات بده متمايل و گرفتار هوا را از لغزش قدم ،
اين مديحه من است در حالى كه معترف بتقصيرم ميباشم پس به پذير از من و رها كن كسى را كه سرزنش مىكند خود را به پشيمانى ،
پس در حديث مندرج است كه كسى كه براى شما يك بيت شعر بگويد پس يك خانه در بهشت نعمتها براى او بلند مىشود ،
الغدير ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: جمعي از مترجمين
ص١٠١