تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
آنگاه آنان ساكت شدند و از خدمتش مرخص شدند . وقتى كه ما خدمت رسول خدا شرفياب شديم ، تو كه نسبت به آن حضرت از ما جسورتر بودى ، عرض كردى : اى رسول خدا چه كسى را بر مردم امير خواهى فرمود ؟ رسول خدا فرمود : كسى كه كفش را درست مىكند و ما پائين آمديم ، كسى جز على بن ابيطالب را نديديم ، و به رسول خدا عرض كردم : من غير على را نمى - بينم كه مشغول تعمير كفش باشد ، فرمود ، او همانست . آنگاه عايشه گفت ، حال آن را به ياد مىآورم » ( 1 ) . 20 - در خطبه اى كه عايشه در بصره ايراد كرد چنين آمده است : « اى مردم ! به خدا قسم گناه عثمان به آنجا نرسيده بود كه خونش مباح باشد ، او قطعا مظلومانه كشته شده ما براى شما از تازيانه و عصا خوردن ناراحت مىشويم ، چگونه ممكن است از كشته شدن عثمان ناراحت نشويم ؟ به نظر من اول بايد قاتلان عثمان را بكشيد ، آنگاه خلافت را چنان كه عمر بن خطاب كرده به شورى بگذاريد » . بعد از اين سخنرانى بعضى گفتند : راست مىگوئى و بعضى گفتند : دروغ مىگوئى ، و همچنان بگو مگو مىكردند تا جائى كه بعضى بعض ديگر را سيلى زدند . امينى مىگويد : مانند متناقض بودن و مخالفت شديد بعضى از اين روايات با بعضى ديگر ( 2 ) . 21 - از حذيفه رضى اللَّه عنه آمده كه گفتند : اى رسول خدا ! چه خوب بود براى ما خليفه قرار مىدادى ؟ فرمود : اگر بر شما خليفه قرار دهم ، ولى فرمانش را نبريد ، عذاب بر شما نازل خواهد شد . گفتند : چه خوب بود ابو بكر را بر ما خليفه قرار مىدادى ؟ فرمود : اگر او را خليفه قرار دهم خواهيد ديد كه او در دين خدا نيرومند است ، اگر چه جسما ناتوان است .
هامش
( 1 ) اعلام النساء ، جلد 2 صفحهء 789 . ( 2 ) اعلام النساء ، جلد 2 صفحهء 796 .