به ابو عبيده مىبخشيد وضع آسمانها چگونه بوده است ؟ ! ! در صورتى كه هنگامى كه رسول خدا خلافت را براى على درخواست كرده بود ( چنان كه در روايات ساختگى گذشته گذشت ) آسمانها لرزيده و فرشتگان به فغان آمده بودند و خداوند امتناع فرموده بود كه جز ابو بكر كسى خليفه باشد ! ! ! و حال آنكه پيامبر اكرم با دستور صريح خداوند توانا او را نازل بمنزلهء خود قرار داده بود .
آرى جا داشت آسمانها از اين كار درهم فرو ريزند و زمين شكافته شود و كوهها منهدم گردند .
24 - چه چيز مجوز اين بود كه ابو بكر در مقابل اين گفتهء عمر « دستت را بگشا تا با تو بيعت كنم » بگويد : بلكه تو اى عمر ! دستت را بگشا ، زيرا تو در امر خلافت از من نيرومندتر هستى ؟ ! در صورتى كه هر كدام از آنها مىخواستند دست ديگرى را باز كنند و با او بيعت نمايند و بالاخره عمر دست ابو بكر را گشود و با او بيعت كرد و به او گفت : تو نيروى مرا هم دارى ! ! ( 1 )
25 - چگونه ابو بكر خلافت را مخصوص به مهاجران و وزارت را متعلق به انصار مىداند و مىگويد : « زمامداران از ما و وزيران از شما » ؟ ( 2 )
26 - چه چيز براى ابو بكر جائز شمرده كه بگويد : « من زمام اين امر ( خلافت ) را به عهده گرفتم در صورتى كه نسبت به آن بى علاقه بودم به خدا قسم دوست مىدارم كه برخى از شما به جاى من عهده دار آن بوديد ( 3 ) » ؟ چگونه ابو بكر چيزى را كه خدا برايش قرار داده و جبرئيل آن را آورده و به رسول خدا خبر داده كراهت دارد و دوست مىدارد كه ديگرى به جاى او عهده دار آن باشد ؟ در صورتى كه او بين رسول خدا و آرزويش آنگاه كه از خدا درخواست كرده بود كه خلافت را براى على قرار بدهد ، حائل گرديد و خداوند براى درخواست پيامبرش ارجى قائل نشد و جز ابو بكر را شايستهء اين مقام ندانست ؟ !
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى جلد 3 صفحهء 199 - سيرهء حلبى جلد 3 صفحهء 386 - صواعق صفحهء 7 .
( 2 ) تاريخ طبرى جلد 3 صفحهء 199 - 208 - الرياض النضرة صفحهء 162 - 163 .
( 3 ) صفة الصفوة جلد 1 صفحهء 99 .