اينهم ابو عبيده است با هر كدام خواستيد بيعت كنيد ! ! » .
و در صفحهء 201 همان كتاب و مسند احمد جلد 1 صفحهء 56 چنين آمده است :
براى شما يكى از اين دو مرد را مىپسندم ، حال هر كدام را كه خواستيد ( انتخاب كنيد ) آنها عمر و ابو عبيده هستند .
و در « الامامة و السياسة » جلد 1 صفحهء 7 چنين آمده است : من شما را به سوى ابو عبيده يا عمر دعوت مىكنم و هر دو را براى شما و دينتان مىپسندم و هر دو براى آن شايستگى دارند .
و در صفحهء 10 گفته است : من دربارهء يكى از اين دو مرد : ابو عبيدهء جراح و يا عمر براى شما خير خواهى مىكنم ، پس با هر كدامشان خواستيد بيعت كنيد » .
امينى مىگويد :
به به ، اين مجد و شرف و اين عزت و بزرگى و افتخار و كرامت براى پيامبر اكرم و اسلام و مسلمين كافى است كه مثل ابو عبيدهء جراح كه جز او و ابو طلحه كسى در مدينه داراى شغل مقدس گوركنى نبوده ( 1 ) خليفهء مسلمين و جانشين رسول خدا باشد ! ! !
چقدر اين امت خوشبخت است كه در ميان گوركنهايش كسى وجود دارد كه بعد از پيامبر اكرم جانشين او مىشود و اين خلاء را پر مىكند و پيشواى مردم در امر دين مىگردد ! !
چرا او با آنكه امين است خليفهء مسلمين نباشد در صورتى كه معاوية بن ابى سفيان به خاطر امين بودن و دانشش چنان كه گذشت اميد مىرفت كه پيامبر باشد ؟ ! !
فقط اين حقيقت برايم روشن نيست : آن زمان كه ابو بكر خلافت اسلامى را
هامش
( 1 ) طبقات ابن سعد صفحهء 815 - 819 - سيرهء ابن هشام جلد 4 صفحهء 343 - تاريخ طبرى جلد 3 صفحهء 203 - الامتاع مقريزى صفحهء 548 - تاريخ ابن كثير جلد 5 صفحهء 266 - 268 - سيره حلبيه ج 3 صفحهء 393 .